گماشته ی افسوسم آیا ؟ این هذیان بی در و پیکر چرا برای همه آوار است و برایم آباد ؟ درگیر ابتلا به حماقت قدرتی بی چیز و خودخواه ام که برای من جمله از تحقیر می گوید اما پایه های گدایی اش برای بقا در مسند قدرت با نامردی ها اجین هست فروپاشی اش دعای خالصانه ام برای ایزدم هست چون تشنه ی معجزه اش هستم ......
تو منظور فهم نکنی به نشانه ای برای اشاره مبدل می شوی ! اشاره به هر چه منزلت تباه دارد. پناه ام را کجا جویم ؟ ای ابابیل ها ، سنگ بیانداز بر هر چه دلم را کوچ می دهد ....