خواستم از سیاست بلغور کنم  فهم ام شد از ما بهتران هر چه دوختن اجانب ملبس به قدرت پاره کردن و وصله زدن تا اقامه دین شان قضا نشود .نهایت چیزی که از چله نشینی حکومت شان روشن شده این بود که انقلاب جمع صفر بود .....

+ به قلمِ داهول ( دامت برکاتهُ )  | 

سرانجام سزای نغمه های لبت برای من هست یا نیست ؟ این بلوای سکوت هیچ اقتداری ندارد زمزمه های فریاد دودمان نگفتن ها را رسوا می کند ! منتظر معجزه بوسه هایت بودم که کافر به عشق شدم ! نهایت شهید هوس می شوم بی غسل نگاهت راهی تباهی گشته ام  بله بله مشق تقدیر من آبستن هیچ بود .....

+ به قلمِ داهول ( دامت برکاتهُ )  |